"دیگر باد نخواهد وزید"
این را گفت و رفت
بی آنکه حرفی یا حتی اشاره ای به آن بیافزاید
و من پیش خود هجی کردم "دیگر باد نخواهد آمد"
این حکایت هیچگاه و هیچ جا نوشته نشد
تنها همین جمله بود که دهان به دهان نقل می گشت، بی که حرفی به آن افزوده گردد
...و دیگر باد نوزید
با باد رازی بود که به هیچ کس نگفت
تنها و تنها رفت ، بی هیچ اشاره ای
*** *** ***
من چیزهای زیادی را کم دارم
این را هیچ گاه و هیچ جا...
تنها یکبار زمزمه کردم که:
 "دیگر نخواهم..."
 ------
"...نخواهد وزید"
این را گفتم ورفــ...
 ------
...ــت و من همچنان هجی می کنم که
" دیگر باد نخواهد وزید"
+ Posted in پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۶; 6:45 PM   by: Mehdi  |