امان از فاصله عینک از لابهلای سجاده تا روی چشمانت
دنیا به هیچکدوم ما بدهکار نیست. تا زمانی که خودمونو از روزگار طلبکار ببینیم [که تا مدتها حتی بدیهی میدونستمش]، آسیبپذیریم. زمانی به خودمون میایم که روزگار رو تا گردن تو قرضی میبینیم که بارش به گُرده خودمونه درواقع. چرخ میزنیم و میبینیم که از پیرامونمون خسته میشیم و گلایه داریم.
از ناخوشیا سخت پریشون میشیم و از خوشیا چندان که باید، لذت نمیبریم.
که در و دیوار رو تنگتر میبینیم
و ایناس که حقمون نیست؛ اگر قرار به وجود حقی برامون باشه