بشنوید


---


به طرز عجیبی دوست دارم هم‌زمان وقتی سوار ماشین مدل جدیدی هستم و کت‌وشلوار نو و امروزی تنمه، تو سال‌های خیلی دور مثل دهه 60 راهی یه کلاب باشم با جو و ستایل رقص سوینگ و موزیک جَز


---


و این

+ Posted in سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲; 2:57 PM   by: Mehdi 


بشنوید

---



می‌گویند عطر در سرما و روز بیش‌تر احساس می‌شود. 

از رنگ و روی تقویم دست‌نخورده روی دیوار پیداست روزهای سردی در راه است


---

* حضرت حافظ


---


ببینید پیرامون قضیه صفحه مسی. اگر چه کوتاه، جالب توجه و دربرگیرنده نکات قابل اندیشه‌ست.

(از دقیقه 60 به بعد بایست دید)

+ Posted in شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲; 6:15 PM   by: Mehdi 


این‌جا


---


صفحه می‌چرخد
ما در میانه
به آهنگ نشنیده‌ای
در رقص

پیمانه پشت پیمانه می‌آید

--

اسب جای دیگری خرامید
باد 
در گیسوانش تاب خورد

و آن‌گاه 
رشته موهایش
روی سیم لغزید

و ما به رقص درآمدیم

داستان این‌گونه بود که آغاز شد

--

اسب می‌خرامد
سرمان گیج می‌رود
صفحه روی گرامافون
و از این‌گونه
زمین دور سرما
می‌چرخد


این بار
سپیده زودتر از همیشه 
خواهد زد

+ Posted in یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲; 1:9 AM   by: Mehdi  | 



امروز ماندلا از دنیا رفت و ما مثل همیشه از ارزش‌ها از مبارزات، گذشت، بزرگ‌منشی، آزادگی و ... داد سخن کردیم. خیلی‌هامان هم تلاش کردیم دیگرانی که رفتارشان را مغایر با ماندلا می‌دانیم را به هم‌دیگر یادآورشویم. خیلی هم به هم یادآوری کردیم که فلان‌کس که پیامِ تسلیت داده و ماندلا را ستوده، خودش نمونه آشکاری‌ست از نفی همه این بخشایندگی و گذشت و ..

این نمونه‌های بسیاری را در برمی‌گیرد و فقط در این مورد نمود پیدا نمی‌کند. امروز بی‌اختیار به این فکر افتادم که واقعا ما خودمان در محیط کوچک زندگی و در رفتارهای روزمره‌مان چه‌قدر شرح‌صدر داشته‌ایم و با گذشت و شکیبایی و آزادگی زندگی کرده‌ایم؟ چه برسد که در سختی و فشار، و یا وقتی به قدرت رسیده‌ایم، و یا در قدرتِ بعد از تحملِ سختی و کینه‌ورزی دیگران هستیم، چه از خودمان نشان می‌دهیم و برجا می‌گذاریم.


---

از میون نقل‌های امروز از نلسون ماندلا:


“As I walked out the door toward the gate that would lead to my freedom, I knew if I didn't leave my bitterness and hatred behind, I'd still be in prison.”


“No one is born hating another person because of the color of his skin, or his background, or his religion. People must learn to hate, and if they can learn to hate, they can be taught to love, for love comes more naturally to the human heart than its opposite.”


---


و نوشته دکتر زیباکلام درباره ماندلا


قرن بیستم، انقلاب‌های زیادی به خود دید اما از میان همه آنها نام یک انقلابیِ آفریقایی به نام «نلسون‌ماندلا» استثنا شد. مستثنی شدن ماندلا نه به واسطه 27 سال زندانی‌شدنش، که بسیاری از انقلابیون دیگر هم سالها در زندان بودند؛ نه به واسطهٔ اهداف والا و بشردوستانه‌اش، که بسیاری از انقلابیون دیگر هم اهداف آرمان‌گرایانهٔ والایی دارند؛ نه به واسطهٔ عزم راسخش در جهت مبارزه علیه ظلم و بی‌عدالتی، که انقلابیون دیگر هم در مبارزه ثابت قدم‌ هستند؛ حتی نه به واسطهٔ پایبندی‌اش به اهدافی که برای آن‌ها انقلاب کرده‌بود، که بسیاری دیگر از انقلابیون هم بعد از پیروزی به اهداف و آرمان‌هایی که برای آنها انقلاب کرده‌بودند وفادار ماندند. نه؛ ارزش و جایگاه «نلسون‌ماندلا» به واسطه یک خصوصیت دیگر بود، خصوصیتی که در هیچ انقلابی دیگر هم دیده نشد: «عفو و بخشش مخالفین بعد از پیروزی». «نلسون‌ماندلا» پس از پیروزی و به قدرت‌ رسیدن در تصمیمی بی‌نظیر که دنیا را شگفت‌زده کرد، همه عوامل سرکوبِ رژیم قبلی را بخشید. او نه‌تنها همه شکنجه‌گران، بازجویان، زندانبانان، مامورین امنیتی، نیروهای ضد شورش و شبه‌نظامی که بارها سیاه‌پوستان و مبارزین را به گلوله بسته و از بین برده‌بودند، بلکه رهبران و مسئولینِ حکومتِ سفید‌پوستِ نژادپرست و در یک کلام همه عواملِ رژیمِ پیشین را بخشید. او حتی دادستانی را که برای وی تقاضای اعدام کرده و او را 27 سال در زندان نگه‌داشته بود را بخشید و به عنوان رهبر انقلاب او را به ناهار دعوت کرد. اصرار او بر عفو و ایجاد جامعه‌ای جدید بر اساس صلح، دوستی و عدالت به جای انتقام‌گیری و مجازات دیگران، دنیا را مبهوت و این انقلابی را بدل به یک اسطوره نمود.

«روحش شاد»

صادق زیباکلام

پانزدهم آذر 92


---


طمع ز فیض کرامت مبر که خلقِ کریم --- گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید


حضرت حافظ

+ Posted in جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲; 10:47 PM   by: Mehdi  |