شیشه قاب شکست

کمی از تو روی زمین ریخت

ناگهان همه اتاق عطر تو را گرفت

 

من اگر این را می‌دانستنم

زودتر از این‌ها

 

شیشه‌ همه قاب‌ها را می‌شکستم

 

آن‌گاه

خانه از تو

از بوی تو

از همه شماها پر‌می‌شد



شیشه قاب ساعت را هم؛

بلکه زمان زیر دست و پا

جایی میان همان روزها گم شود

 

بعد همه اتاق را

تو را

عطر تو را

و آن روزها را

و خودم را

میان شیشه‌ای می‌ریختم

برای روز مبادا

 

--

 

آخ

اگر این را زودتر می‌دانستم

+ Posted in یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۶; 8:45 AM   by: Mehdi  |