دو نفر؛ دو گره کور
کورسویی مردنی در دوردست زیر آسمان تاریک مبهوت
و سوز سرد اواخر پاییز  و ضرب دندان لرزان یک شکست
دو نفر؛ دو کورسو
یک آسمان مهتابی و دو چشم خیس
ردپای خسته یک تسلیم..
------------------------------------
یک بغض
سرریز درد
فرار واژه­ها از ذهن
سکوت؛
امتداد نفس­های بی­محتوا
+ Posted in دوشنبه چهارم آذر ۱۳۸۷; 3:1 PM   by: Mehdi  |