زن، زنده بود
و ایستاده بود
آن سوی جوی که در عکس بود
و دست دراز کرده بود
که نیلوفرِ کبود را بدهد
به مرد
که این سوی جوی
در عکس ایستاده بود
زن، فکرش را نکرده بود
که عکس، قدیمی است
و مرد تکه تکه شد
فرو ریخت
در جدولِ کنار خیابان
نیلوفرِ کبود
بر آب بود
- از "حافظ موسوی"
کتاب "زن، تاریکی کلمات": یادگار از محسن و روشن عزیز که بودن باهاشون یاد سالهایِ - دیگر و کمکمک- دور را زنده کرد.
---
* از حضرت حافظ