زن، زنده بود

و ایستاده بود

آن سوی جوی که در عکس بود

و دست دراز کرده بود 

که نیلوفرِ کبود را بدهد

به مرد

که این سوی جوی

در عکس ایستاده بود


زن، فکرش را نکرده بود

که عکس، قدیمی است


و مرد تکه تکه شد

فرو ریخت

در جدولِ کنار خیابان


نیلوفرِ کبود

بر آب بود


- از "حافظ موسوی"

کتاب "زن، تاریکی کلمات": یادگار از محسن و روشن عزیز که بودن باهاشون یاد سال‌هایِ - دیگر و کم‌کمک- دور را زنده کرد. 

---

* از حضرت حافظ


+ Posted in دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۲; 8:59 PM   by: Mehdi  |