جدای بحث پذیرشِ (شاید راضی‌شدن؛ البته نه به پی‌آمدِ انفعال) معمولی بودن (که این که ما می‌توانیم معمولی باشیم و نه عالی؛ بحث مفصلی‌ست که شاید نکته بنیادینش برای من این باشد که "فرهنگ ایده‌آل‌گرایی تیغ دولبه‌ایست که هم انگیزه‌ایست مثبت برای پیش‌رفت و هم می‌تواند شوق و ذوق فراوان آدم‌های معمولی را شهید کند."*) گاهی بایست پذیرفت (قبول کرد) که ما معمولی‌ایم؛ هرچند بس بسیار باشند که ما، رفتارمان، ویژگی‌هامان و .. را بستایند و حتی شیفته‌ ما، رفتار، ویژگی‌هامان و .. باشند. چه بسا آن‌ها شیفته یا ستایش‌گر معمولی‌بودن همه این‌ها که گفتم باشند. 


پای همه این جملات که گفته‌م و این انکار، هم‌چنان اما، پوشیده علامت‌های پرسش و تعجب فراوانی‌ست و که پرسش در یک کلام این‌‌گونه خلاصه می‌شود که آیا چنان‌چه افراد بسیاری، یا افراد، بسیار شیفته معمولی‌بودن پدیده‌ای، کسی، رفتاری و در کل "چیز"ی شوند، آن چیز از معمولی‌بودن فراتر می‌رود؟ (شاید حتی بتوان پرسید اساسا آیا می‌توان شیفته معمولی بودن شد؟) 


-----

* از متن ایمیلی که یکی دو ماه پیش به دستم رسید و منبع آن را نمی‌دانم

+ Posted in جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱; 2:27 PM   by: Mehdi  |