موشک جایی همین حوالی فرود میآید
ساعت میان هال پخش میشود
شیشه تلویزیون میشکند
زمان از ساعت بیرون میریزد
و کمی آنطرفتر
”اخبار“
به خانه سرازیر میشود
نگاه ما به دیواری از وهم و ابهام گره خورده
که در این بیزمانی،
آیا میتوان یکی یکیتان را از لابهلای سطور اخبار بیرون بکشیم
گرد از حرف حرف نامهاتان بگیریم
و دوباره شما را پشت شیشه شکسته و میان چارچوب فروریخته قاب روی میز برگردانیم؟
---
زمان از ساعت بیرون ریخته
آینه هنوز مجال تکرار فاجعه را نداشته
و ما گنگ میاندیشیم
آیا ما هنوز فرصت داریم
تا تکرار آنچه شویم که در آینه جا مانده؟